-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلسلام این سوتی که براتون تعریف می کنم هر وقت یادم میاد می خندم . یه روز دستمال به دست از اداره اومدم بیرون تا ماشینم رو که همیشه کثیف بود تمیز کنم . شروع کردم به تمیز کردن اون و نصفش را کاملا تمیز کردم . به پاک کردن شیشه در عقب ماشین که رسیدم دیدم داخل ماشین چند تا کتاب هست در حالی که من کتاب داخل ماشین نگذاشته بودم و متوجه اشتباهم شدم. یه کم…[خواندن ادامه مطلب]
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلیه روز برای گرفتن بلیط هواپیما به یکی از آژانسهای هواپیمایی رفتم.بعد از انجام شدن کار قبل از خداحافظی به مسئول رزرو (که خانم جوانی بود) گفتم امری باشه که با کمال جدیت گفت نه امری نیست.منم نامردی نکردم و کمال ادب و احترام وبا از معذرت خواهی متوجه سوتیش کردم.
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلیه روز تو تاکسی با دوست دخترم (مهسا) تلفنی گرم صحبت بودم که به مقصد رسیدم , به مهسا گفتم گوشی یه لحظه نگه دار , پیاده شدم و و پول تاکسی حساب کردم ,در همین لحظه یه دختر خوشگل از کنارم رد شد و من غافل از اینکه مهسا پشت خط منتظره شیطونی کردم وبه دختره گفتم شماره بدم خدمتتون و اون بی تفاوت گذشت , وقتی گوشی گذاشتم رو گوشم دیدم مهسا داره میگه : بیخود…[خواندن ادامه مطلب]
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلیک روز رفتم سلمونی تا موهامو بزنم. یه آقای اونجا بود که خیلی شبیه آرایشگره بود. خواستم سر صحبتو با ز کنم . گفتم این آقا فامیله شماست .آرایشگره که خوشش اومده بود گفت آره. پسر عمومه. گفت شبیه همیم؟ گفتم آره موهاتون خیلی شبیه همه. بعد از اون یک کلمه دیگه با هام صحبت نکرد . فکر کرد خیلی احمقم
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلبا سلام به همه سوتي من در سال 86 اين بود كه مادر بزرگ خانمي كه من ميخواستم بعد مدتي به خواستگاري اون برم فوت كرده بودن در روز كه ما رفته بوديم خونه شون براي تسليت من به پدرشو يعني پسر مادر بزرگ رحمت شده و باباي خانم . گفتم كه خدا رحمت كنه آشون رو غم آخريتون باشه انشاء صد ساله ديكه به اين سالها. نمي دونيد كه چي شود؟
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلسلام در یکی از روز های تابستون دختران جوان فامیل تصمیم کبری گرفتن که به یک سفر یک روزه بریم.مادر و خاله خانم هم مایل بودن به این سفر بیایند ومن اینو از نگاهشون خوندم و برای دلداری و یا همدردی یا هر چی شما اسمشو بذارین گفتم:\”اگر آدم پیدا نکردیم شما دو تا رو میبریم\”
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلاین سوتی مربوط به دختر عموی من میشه یک روز که دختر عموی من سوار اتوبوس بود یک خانم هم سوار میشه که بلیط تهیه نکرده به دختر عموی ما میگه که بلیط نداری اون هم به خانمه بلیط میده وقتی خانم اصرار میکنه که پول بلیط رو بده دختر عموم به اون میگه خانم مهم نیست فکر میکنم صدقه دادم
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلسلام , امیدوارم سال خوبی داشته باشید , این سوتی من احتمالا تو سال آینده باعث پاس نشدن درس معادلات من میشه ! توی کلاس استاد نمی تونست در باطری گوشیش رو باز کنه , منم برای خود شیرینی و حل شدن بلند از ته کلاس گفتم : استاد اونجا رو فشار بدین !!! با این حرف من کلاس ساکت شد ,من که متوجه سوتیم شده بودم , گفتم : منظورم اونجاش بود !!! که این دفعه کلاس رفت…[خواندن ادامه مطلب]
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلبچه های کلاس ما همیشه از درس ادبیات بدشون میومد یه روز که طبق معمول تو زنگ تفریح داشتیم عقده هامونو سر تخته سیاه خالی می کردیم معلم اومد ولی همه تخته پاک شده بود بجز یه جمله زنگ گند ادبیات معلم هم تا اینو دید گفت قضیه چیه؟ که سریع یکی از بچه ها پا شد یکی دیگه از همکلاسیامو نشون دادو گفت خانوم فلانی ترکه میخواسته بنویسه زنگ قند ادبیات زبونش نچرخیده…[خواندن ادامه مطلب]
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلیه بار رفتیم عروسی عروس دوماد اومدن خوش آمد بگن منم حول شدم بهشون گفتم خوش اومدین
-
sahell پستی در گروه
سوتيهاي جالب ارسال کرد در 8 ماه, 2 هفته قبلگندترین سوتی من این بود که نامه نامزدم رو که پر از شور و احساس بود، اشتباهی فوروارد کردم به ایمیل همه دوستانم و خاله هامو و همکارام. فقط حدس بزنید قیافه ام بعد از فهمیدن این موضوع چه شکلی بود؟
-
sahell گروه
سوتيهاي جالب را ایجاد کرد 8 ماه, 2 هفته قبل
همه آلزایمر گرفتن